عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

376

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

من العذاب ، مفازة نجات بود و موضع نجات بود ، همچون مرحمت . و سمّيت المفازة مفازة لأنّ من قطعها فاز . وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ - اى : خزائن السّماوات و الأرض ، و هى المطر و النّبات و ما بينهما من الخلق عبيده و فى ملكه . و اللَّه على كلّ شىء قدير . النوبة الثالثة قوله تعالى : كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ - اى خداوندى كه بندگانت همه فانىاند و تو باقى ! اى خداوندى كه رهيگانت همه برسيدنىاند و تو بودنى ! بودى تو و كس نبود ! بمانى تو و كس نماند ! همه مقهوراند و تو قهار ! همه مأموراند و تو جبّار ! همه مصنوع‌اند تو كردگار ! همه مردنىاند و تو زندهء پاينده ! همه رفتنىاند و تو خداوندى گمارنده ، و با همه تاونده . اى قوم ازين سراى حوادث گذر كنيد * خيزيد و سوى عالم علوى سفر كنيد معاشر المسلمين ! اين سراى فانى منزل‌گاه است و گذرگاه ! نگريد تا دل در آن نبنديد ، و آرام‌گاه نسازيد ، بريد مرگ را بجان و دل استقبال كنيد ، و حيات آن جهانى و نعيم جاودانى طلب كنيد ، وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ . تو امروز به چشم بيدارى در كار و حال خود ننگرى ! و ساز رفتن بدست نيارى ؟ تا آن ساعت كه آب حسرت و دريغ گرد ديدت در آيد ! و غبار مرگ بر عذار مشكينت نشيند ! و آن روى ارغوانى زعفرانى شود ! سر زلف عروسان را چو برگ نسترن يا بى * رخ گلبرگ شاهان را چو شاخ زعفران بينى